السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

74

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

طهارت : زن حامله‌اى كه مرده و جنين در شكم او زنده است ، چنانچه براى بيرون آوردن بچه راهى جز شكافتن پهلوى او نباشد بايد پهلوى زن را بشكافند و پس از بيرون آوردن بچه ، موضع شكاف را بخيه زنند . « 1 » غصب : اگر موضع جراحت انسان محترم ( - - ) احترام ) يا حيوان محترمى با نخ غصبى دوخته شود ، شكافتن بخيه و بيرون آوردن نخ - در صورت ايمن بودن از تلف فرد يا حيوان يا بروز بيمارى - واجب است . « 2 » قصاص و ديات : اگر مجروح ، جراحتى را كه از ناحيهء ديگرى برداشته خود بخيه زند و پس از آن بميرد در صورتى كه هر دو عامل ( وارد كردن جراحت و دوختن آن ) در مرگ وى نقش يكسان داشته باشند ، بر واردكنندهء جراحت ، نصف ديه ثابت است و اگر اولياى مقتول بخواهند قصاص كنند بايد نصف ديهء جارح را بپردازند . ولى اگر سبب مرگ ، دوختن موضع جراحت توسط خود فرد باشد ، بر جارح چيزى نيست ؛ نه ديه و نه قصاص . تنها جراحت وارده - اگر به‌گونه‌اى باشد كه موجب قصاص بشود - قصاص دارد . در غير اين صورت ، جارح ضامن ارش جراحت خواهد بود « 3 » ( - - ) جراحت ) . اگر كسى با وارد كردن ضربه و مانند آن ، بخيهء بدن ديگرى را بشكافد چنانچه منجرّ به باز شدن مجدّد دهانهء زخم شود بايد ارش ( - - ) ارش ) بپردازد . در صورت نرسيدن به اين حد ، در ثبوت ارش اختلاف است . البتّه به جهت آزارى كه رسانده ، تعزير ( - - ) تعزير ) مىشود ، ضمن آنكه هزينهء بخيه را نيز بايد بپردازد . « 4 » بدرقه بدرقه : نگهبانان قافله ( بذرقه ) / مشايعت مهمان ، مسافر يا همراه جهت تكريم ( - - ) مشايعت ) . عنوان بدرقه به معناى نخست به گروهى مسلّح اطلاق مىشده كه براى محافظت كاروانيان ، پيشاپيش يا همراه آنان حركت مىكردند . « 1 » از آن به مناسبت در باب حج و تجارت سخن رفته است .

--> ( 1 ) . جواهر الكلام 4 / 376 - 377 ( 2 ) . 37 / 80 - 82 ( 3 ) . 42 / 41 ( 4 ) . 43 / 342 - 343 . 1 . مجمع البحرين / واژهء « بدرق »